نمی خوام سلام کنم.
یادمه یه بار سال اول دبیرستان با دوستم داشتیم از مدرسه برمی گشتیم خونه که تو راه یه پسره بهمون سلام کرد. دوستم جواب داد. خلاصه ایما و اشاره و این ور و اون ور، دوستم گفت بیا بریم ببینم چی میگه. اصلا خوشم نمی یومد ازش. کلا اونجوری نبودم که بخوام با یه سلام و علیک به کسی رو بدم. خلاصه (از اونجایی که من جثه ی ریزی دارم و دوستم ماشالله بزنم به تخته ...) زورم به دوستم نرسید و دنبالش راه افتادم وقتی به پسره رسیدیم طرف سلام کرد ولی من جواب ندادم. بلندتر سلام کرد، بعد دوستم گفت "نمی خوای جواب بدی". منم به اجبار گفتم "سلام". تا سره کوچه همراهیمون کرد، یعنی من اونو با دوستمو همراهی کردم. بعد که اومد بره هیچی نگفت. داشت می رفت که گفتم "واسه همینه که سلام نمی کنم چون آخر سر خداحافظی تو کار نیست". طرف با خجالت گفت "خداحافظ".
حالا هم واسه همینه که سلام نمی کنم از سلام بدم اومده.
سلام سر آغازه یه دوستیه، یه دوستی که آخرش بدون خداحافظی آدما از هم جدا میشن. حتی برنمی گردن طرف رو نگاه کنن. دوستی ای که با تمام وجود حسش کردم. چه از دخترش، چه از پسرش.

امشب باز زده به سرم. مخصوصا با خوندنه یه متن که مطمئنام همش دروغ بوده.
تنها دلگرمیم انتظاره. انتظاری که می دونم بیهوده اس، اما همین که بهش فکر می کنم برام دلگرمیه. حتی اگه هیچ وقت این انتظار به سرانجام نرسه.
تیک تاک ساعت روبروم کلافه ام کرده. از بس که صداش بلنده می خوام بکوبمش به دیوار، اما چون یادگاریه بابامه دلم نمیاد.
دارم فکر می کنم چند تیک تاکه دیگه مونده تا آخرین تیک تاک عمرم سر برسه. میگن ناشکریه اما می خوام بگم. خدا خودش ببخشه، اما دوست دارم بگم که چقدر دلم می خواست همین تیک تاکی که الان گذشت آخرین تیک تاک عمرم بود اما....
دلم می خواست تو اون رستورانه تو چین باشم (البته دقیقا یادم نیست تو چین بود یا نه) که مشتری ها بعد از این که غذاشونو می خورن ظرفهایی که توش غذا خورده بودنو می تونن بشکونن. اما حیف که دسترسی به اون چیزایی که دلم می خواد رو ندارم مخصوصا...............................
یه چیزی بگم حتما می خندین. الان نیمه شبه که دارم این متن رو می نویسم همه خوابن. منم تو اتاقمم. همه جا ساکته ساکته. چند دقیقه پیش همین طور که داشتم می نوشتم از تو کمدم یه صدایی بلند شد (صدای افتادنه یه وسیله) نمی دونین چه وحشتی کردم.
سه متر پریدم بالا.
نه خب دروغ گفتم دو متر.
خوب بابا یک متر.
اااااااااه خوب چند سانت رو که از جام پریدم؟!!!!![]()
اما خداییش ترسیدمااااا.
می بینید؟!!! دلم به این چرت و پرت هایی که می نویسم خوشه. اگه این وبلاگا نبود نمی دونم دیگه چی جوری عقده ی دلمو خالی می کردم.
وای خدایا چی داره پیش میاد؟؟؟ چی می خواد بشه؟ باید چی کار کنم؟؟؟؟ چقدر دیگه تحملش رو دارم؟!!!.
اینا سوالایی که عمده ترین قسمت مغزم رو پر کرده. واسه همین هست که دیگه مخم کار نمی کنه همش دنبال جواب این سوالایه مسخره اس. سوالایی که با وجود این که می دونم چرتن اما بازم برای پیدا کردن جوابشون دارم تمام زندگیمو می گردم.
برام دعا کنین.![]()
یا علی![]()
نوشته شده توسط: "یه دیوونه ی زنجیری" ملقب به "خودت"
شب تنهایی □ موتوتوشی
تو می پنداری
که شبی تنها خفتن و به زاری گریستن
چه مایه دیر گذر خواهد بود؟
*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*
رقت □ هی تومارو
خورشید شامگاهی آسمان را ترک گفته است
و بر قله ی "یاگامی"
روشنایی به سیاهی می گراید.
می پنداشتم مردی دلیرم
اما آستین قبای نازکم از اشک نمناک است.
*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*
شکوفه ها □ کن تسون
شکوفه ها چرخ زنان با نسیم
به گونه ی برف دانه ها ناپدید می شوند._
آن چه یکسره زوال می پذیرد
منم!
*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*
وصل □ یاکاموکی
تنها زمانی کوتاه در کنار یک دیگر بودیم
و پنداشتیم که عشق
هزاران سال می پاید.
*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*
آرزویم این است:
نرود اشک در چشم تو هرگز، مگر از شوق زیاد،
نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز،
و به اندازه ی هر روز تو عاشق باشی،
عاشق آنکه تو را می خواهد و به لبخند تو از خویش رها می گردد و تو را دوست بدارد، به همان اندازه که دلت می خواهد.
دوستدار همیشگیه خدای خوبم![]()
یا علی![]()
خودت: رومینا![]()
باید به مرگ عشق برخاست
چشم ها را بست
فاصله را به یاد آورد
احساس را کشت
و علاقه را دفن کرد
باید آرام گریه کرد
اشک را پنهان ساخت
و فراموشی پیشه کرد
اما
چه حانفرساست فراموشی!
یادت را چگونه باید از یاد برد
تو که، جاکرده در ذره های وجودی
در بندهای تار و پودی
و برای خواندن، بهتریت سرودی
چگونه؟!
آیا می توان جدا کرد
ماهی را از آب
سپیدی را از روز
و مستی را از شراب
آیا می توان جدا کرد
صادق ترین قلب را
از پاک ترین دلدار
خداوندا چگونه؟
ای طنین فراموشی
بفریادم رس.
*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*

*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*
یا علی![]()
خودت: رومینا![]()


